بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘همکاران’

دریافت کامزد از کارتخوانها

۲۸ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

این روزها در خبرهای  منتشر شده  مرتبط به شبکه بانکی دریافت کامزد از کارتخوانها از ابان ماه خبر ساز شده و خواهد شد .

وقتی به منشاء اتخاذ چنین تصمیماتی فکر می کنم ، ازرده خاطر می شم .

به جای تشویق مردم و صنوف به استفاده از دستگاه کارتخوان ، داریم برای استفاده از انها باج می گیریم .

به جای راهگشایی و فرار از پرداخت هزینه های بالای هزار تومان برای سند های نقدی توی شعب از سوی بانکها داریم ، باز هم هزینه به مردم ، بانکها و بانک مرکزی تحمیل می کنیم که چی بشه شاپرک پر پر نشه ؟!

انفورماتیک چاق شد ، حالا نوبت شاپرک رسید ….

ظاهرا بانکها هم حرفی برای گفتن برای در برابر بانک مرکزی ندارند و بجای پرداخت این کامزد یا جلوگیری از انجام چنین کاری مانعی نخواهند بود و  شاید هم چشم به منافع خودشون در ملی انفورماتیک و شاپرک دارند .

دیگه به حرف یکی از مدیران ارشد سابقمون ایمان اوردم که سال 80  بهمون می گفت : هیچ چیز بهتر نمی شه و ما تابع نظم ، قانون و منطق نمی تونیم باشیم .

بعضی اوقات تموم امیدم به روزهایی بهتر از دست می دم ولی باز به خودم دلداری می دم  و می گم که اندکی صبر ، سحر نزدیک هست و بالاخره چرخه سیستم به دست کسانی خواهد افتاد که با تمام وجودشون خاطر خواه اصلاح مدیریت و تغییر و تحول و دمیده شدن پویایی و طروات در روح خسته سیستم هستند .

اعتماد به ارزیابی عملکرد

۲۶ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

قرار بود مدتی قبل برای پایاننامه دانشگاه روی موضوع مرتبط با اعتماد کارکنان به ارزیابی عملکرد مدیران کار کنم که متاسفانه با وچود اشتیاق شدیدم به این موضوع تایید نشد .

هنوز هم وقتی به ارزیابی عملکرد فکر می کنم ، ذهنم دچار چالش می شه !

براستی ایا نیاز هست که کارکنان به ارزیابی عملکرد مدیران اعتماد داشته باشند ؟

ایا در ارزیابی عملکرد به واقع کیفیت کاری و رفتاری فعلی و عینی کارکنان تاثیر گذار است یا ذهنیت منفی یا مثبت گذشته مدیر و یا سفارش ، تایید یا سیگنالهایی منفی دیگران ؟

ارزیابی نادرست عملکرد چه تاثیری بر عملکرد کارکنان خواهد داشت ؟

و …..

فعلا به ارزیابی مشتریان از خدمات بانک سرگرم شدم و به امید خدا اگر ذوقی بود به ارزیابی کارکنان از عملکرد مدیران برسیم …

 

 

دلخوشیهای کوچک …

۲۵ شهریور ۱۳۹۳ 1 دیدگاه
۱۰۵۹۹۶۸۸_۶۰۸۶۲۰۱۹۹۲۴۹۲۶۴_۵۷۷۲۰۹۹۰۳۱۱۹۸۲۴۴۴۱_n
دل آدم …چه گرم می شود گاهی ساده… به یک دلخوشی کوچک…

به یک احوالپرسی ساده…
به یک دلداری کوتاه …
به یک “تکان سر”…یعنی…تو را می فهمم…

… به یک گوش دادن خالی …بدون داوری!
به یک همراهی شدن کوچک …
به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام …
به یک پرسش :”روزگارت چگونه است ؟”

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه !
… به یک وقت گذاشتن برای تو…
به شنیدن یک “من کنارت هستم “…
به یک هدیه ی بی مناسبت …
به یک” دوستت دارم “بی دلیل …

به یک غافلگیری :به یک خوشحال کردن کوچک …
به یک نگاه …
به یک شاخه گل…
_دل آدم گاهی …چه شاد است …
به یک فهمیده شدن …درست !

به لبخند!
به یک سلام !
به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک …!!!

سالروز تاسیس بانک صادرات ایران

۱۵ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

شصت و دومین سالروز تاسیس بانک صادرات ایران به همه سهامداران و مشتریان و همکاران گرامی تبریک می گم  .

چون سالهای گذشته وظیفه می دونم بار دیگر از پیشکسوتان ، مو سفیدان و بزرگان خوشنام بانک صادرات تقدیر داشته باشم و برای همه این عزیزان ارزوی سلامتی و بهروزی داشته باشم و برای همه درگذشتگان این بزرگان عزیزانی چون بنیانگذار بانک صادرات ایران مهندس مفرح از خدای تعالی طلب عفو ، بخشش و امرزش دارم .

یک خسته نباشید و دست مریزاد هم به همه کارکنان شریف و عزیز شبکه گسترده بانک صادرات داشته دارم و برای همه عزیزان و همکارانم ارزوی سلامتی و خوشوقتی دارم و امیدوارم که در کنار خانواده محترمشون لحظات ، روزها و سالهای خوب و خوشی را سپری کنند .

آبروداری کنیم !

۱۰ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

اقای وزیر اقتصاد فرمودند که بانکها بانکداری کنند ، بنگاه داری نکنند …

من می گم جون هر کی دوست دارید ، به پاس موهای سفید همون بازنشستگانی که سنگشون به سینه می زنیم ، بپاس همه زحمات کارکنانی که با جون دل برای بانک زحمت می کشند بیایید هیچ کار نکنید تو رو خدا آبروداری کنید …

این چند مدت پدیده ای با نام محسن پهلوان و پدیده ایشون پدیده شاندیز من حیرت زده کرده .

 

 

از بعضی جهات باید از  جناب پهلون مثل اقایان مه افرید و اقا بابک تقدیر و تشکر کرد بابت این همه هنر مدیریتی ، تبلیغاتی و هوش تجاری بالا …

تاسف می خورم که شرکتی که حقوق پیمانکاران و کارکنان خودش نداره و نمی ده باید قیمتش بیش از صد برابر از قیمت سهام بانک صادرات بیشتر باشه …

می گم تبلیغات توخالی و انچنانی نکنیم حداقل از داشته ها و پتانسیلهای بانک برای سهامداران بگیم .

فکر نکنم اگه خبر  ونکته بدی در سهام باشه و اعلام بشه قیمت بدتر از این بشه ، هر چی سهام زیانده که با دو و سال فعالیت به سود نمی رسند قیمتهای بالای دویست تومان تجربه می کنند ولی ولی ولی ما یکی از ارزانترین ها

اینجاست که خیلی حرفها به زبان و ذهن ادم جاری می شه ولی باید ساکت شد و غصه خورد و دم نزد …

chart

ثروتمندترین بانک خاورمیانه این روزها به یکی از ارزانترین و انگشت نما ترین سهام بورس ایران تبدیل شده ..

بانکی که با فروش یک شعبه می تونه سود یکسال سهامداران تامین کنه ، بانکی که یک شعبه اون نصف سود یکسالش پوشش می ده ، سهامی که بیشترین شعبه خارجی داره به سهمی تیدیل شده که گرفتار عرضه یک گروه سهامدار عمده شده و عجیب تر ، حمایت ضعیف از سهام بانک هست .

می گم وقتی از خوارزمی حمایت کردیم و نیروگاه با اون شرایط به اون دادیم چرا باید الان خوشحال باشیم که قیمت 77 تومان صادرات امروز قرمز نبود و سبز شد .

 

“boss”

۳ شهریور ۱۳۹۳ 2 دیدگاه

943561_10151603210412726_24840653_n

کارمند بیچاره …

۲۸ مرداد ۱۳۹۳ 4 دیدگاه

سلام

از میان همه چیزهای خوبی که از کار و شرایط کار در بانک و شعبه می شه گفت ، یک موضوع درداور داره ازارم می ده …

می فرمایند وام مسکن با اون شرایط پرداخت بشه ، می گیم چشم ما کارمندیم باید کمتر از …

می فرمایند وام ضروری با این شرایط و در اون زمان پرداخت به باز می گیم چشم ما کارمندیم باید دیر تر از …

می فرمایند ….

می فرمایند …

ولی وجدانا وقتی توی شعبه خیس عرق می شیم واز تابستان سال قبل تا به حال ، خصوصا از دو سه ماه قبل تا به حال تقاضای یک کولر درست حسابی برای شعبه داریم ، باز هم باید بگیم چشم چون کارمند شعبه هستیم ما و مشتریان باید گرما تحمل کنیم ولی راهرو های اداره مرکزی از شعبه ما خنک تر باشه …

بابا مشتریان از وام و حقوق و مزایای  ما خبردار نیستند و قضاوتی درباره قدرشناسی و حق شناسی مدیران نسبت به کارکنان از این بابت نمی کنند ولی وقتی می یان می گند که ای بابا شعبه شما از همه شعبه های که امروز برای کار بانکی رفتیم گرمتره و اصلا امروز یکی می گفت “باباتون در نمی یاد اینجا کار می کنید ؟ !!” براحتی تشخیص می دند بانکی که برای کارمندش هزینه نمی کنه نمی تونه ارائه خدمت مطلوبی به مشتری هاش داشته باشه …

ما که صبرمون زیاده و تابستون هم تموم می شه ولی به  جون خودم این ها رو برای خودم نگفتم ، بعضی چیزها رو که نمی شه گفت …

امیدوارم همین طور که اتاقهای ادارات مرکزی توی این تابستون گرم خنکه ، شعبات ما هم از این خنکی و طراوت بی بهره نباشند …

تا زمستون که از سردی شعبه براتون بگم ، من باز هم دیگه حرفی برای گفتن ندارم

من که حرفی برای گفتن ندارم ….

۲۸ مرداد ۱۳۹۳ 2 دیدگاه

Screenshot_2014-08-16-21-25-00-1

طرحی نو …

۱ مرداد ۱۳۹۳ 7 دیدگاه

تیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین با خودروی خورشیدی هاوین ۲

تیمی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین با خودروی خورشیدی هاوین ۲، راهی مسابقات جهانی در آستون آمریکا شده تا در میان تیم‌های حاضر از دانشگاه‌های نام آشنای جهان، خودنمایی کند. این تیم در دور اول رقابت‌ها، رکورد پیست مسابقات را از آن خود کرد.

مجمع بانک صادرات …

۱ مرداد ۱۳۹۳ 3 دیدگاه

مجمع سال 92 بانک صادرات هم برگزار شد .

اونقدر درگیر کارها بودم که اصلا یادم نبود ببینم چه خبر شد و اخبار مجمع چه طور بود ؟

ولی برخلاف همه سالهای قبل واریز شدن فوری سود سهام بانک صادرات بدون اطلاع و ناغافل کلی ذوق کردم .

سود خوبی داد و با باز شدنش شاید همش باز هم صادرات یا غدیر گرفتم .

امسال باز می تونه یک سود خوب بده و خریدش شیرین به نظر می یاد .

هر وقنت یاد غدیر و بانک صادرات می افتم ، داغ دلم تازه می شه ! بی خیال …

http://saham.bsi.ir

 

هر کی به فکر خودشه …

http://upload7.ir/imgs/2014-06/80343597474571408528.jpg

صبر و استقامت تا …

۲۳ خرداد ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

10170929_717921948259058_5042162652439786376_n

زندگی تان پر از دوستان ناب

۲۰ خرداد ۱۳۹۳ 1 دیدگاه
 
این نوشته سروش صحت هم قشنگه:
دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ ایست.
هول هولکی و دم دستی.
برای رفع تکلیف .
اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند.
دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود.

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.
پر از رنگ و بو.
این دوستی‌ها جان می دهند برای خاطره‌های دمِ دستی..
این چای خارجی را می‌ریزی در فنجان،
می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی.
فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر… سیاه …
دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است.
باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.
باید صبر کنی.
آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.
خوب نگاهش کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی…

 

نمایشگاه بورس ، بانک و بیمه

۲۰ خرداد ۱۳۹۳ 1 دیدگاه

دیروز به نمایشگاه بورس ، بانک و بیمه رفتم …

دیدن و شنیدن صحبت های برخی از فعالین بازار و صحبت با چند تا کارگزاری و مدیر سبد سرمایه گذاری از برنامه های من بود .

دلم می خواست یک روز دیگه هم می موندم ولی به علت مرخصی یک روزه ناچار به برگشت شدم …

فقط یک موضوع باعث شد که خستگی راه به تنم بمونه ، نداشتن غرفه بانک صادرات در نمایشگاه بود …

هیچ حرفی درباره این موضع نمی زنم ، فعلا …

فقط بگم که معدن گل گهر غرفه داشت ولی …

قیمت سهام بانک صادرات هم امروز 90 تومان بود …

می ترسم خستگی و دلزدگی باعث بشه با فروش سهام دوستان قیمت به زیر نود برسونم …

فعلا که دل به دل بانک و سهامش دارم ، ای کاش ای کاش …

ربا …

۱۷ خرداد ۱۳۹۳ 2 دیدگاه

*ربا نه تنها راه حل نیست، بلکه راه بند است،

ربا و جریمه دیرکردی که حرام است را بانک‌ها از مردم می گیرند، به کارمندان خود به عنوان حقوق می‌دهند

و آن‌ها نیز به خانه و زندگی خود می‌برند و این بدین مفهوم است

وقتی کار حلال نباشد مستقیم حرام می‌شود و به جهنم می‌رود*

 

16793_10151136038695947_2001360202_n

یک موقعی یک نفر کلامی می گه که خیلی های دیگه هم همزمان همون حرف زدند ولی شنیدن از جانب ایشان ادم به فکر فرو می بره و به قولی خراب می کنه …

با این حرفشون من خراب کرد و یا باید کارم عوض کنم یا حرف یکی دیگه رو گوش کنم …

اما صحبت از دیرکرد تسهیلات و اشکالات شرعی اون با سفر رئیس کل به قم باز هم خبری شد .

می گم اخه رئیس خوب و مهربون حالا رفتی خودت نظر مراجع بپرسی یا اونها هنگام عرض ارادت حضرت عالی ، گوشکشی کردند و بازهم این موضوع به شما گوشزد کردند …

اصلا بگذریم …

می خوام بدونم وقتی جریمه دیرکرد داریم و نزدیک یکصد هزار میلیارد مطالبات داریم ، اون وقت اگه جریمه دیرکرد برای اقساط معوق و بدهی نداشتیم این امار به چند می رسید ؟

وقتی نزدیک به بیست درصد تسهیلات پرداختی سررسید گذشته هست با حذف جریمه دیرکرد این درصد چه قدر نوسان خواهد داشت ؟

اصلا وجه التزام حرام و اشکال شرعی داشته باشه ، بزرگان و مدرسین و علما چه پیشنهادی برای ترغیب بدهکاران به پرداخت بدهی خود دارند ؟

وقتی برای هر گناهی خدا یک عذاب در نظر گرفته چه طور نباید  تنبیهی برای عدم تعهدات بدهکاران بانکها در نظر گرفت ؟

وقتی سیستم مدیریت کشور ما تافته جدا بافته از همه اوصول و مبانی مدیریت هست چه راهکاری می شه برای دوری از اشکالات شرعی وجه التزام و داستان ربا در شبکه بانکی پیشنهاد کرد ؟

ابا می تونیم به کسی که بدهکار بانک بگیم که چون به موقع  و در سررسید اقساط خودت پرداخت نکردی دیگه بهت تسهیلات نمی دیم ولی ازت دیرکرد اقساط معوق هم ازت نمی گیریم ؟

ایا می تونیم به کسی که بدهکار بانک بگیم که چون به موقع  و در سررسید اقساط خودت پرداخت نکردی بیا همه اقساط اینده خودت یکجا تسویه کن و پول بانک پس بده ؟ ولی در عوض ازت دیرکرد نمی گیریم ؟

ایا می تونیم به کسی که بدهکار بانک بگیم که چون به موقع  و در سررسید اقساط خودت پرداخت نکردی دیگه در هیچ بانکی اجازه دریافت تسهیلات نداری ؟ولی در عوض ازت دیرکرد نمی گیریم ؟

ایا می تونیم به کسی که بدهکار بانک بگیم که چون به موقع  و در سررسید اقساط خودت پرداخت نکردی از حسابت در فلان بانک یا فلان دارایی شما برداشت می کنیم و بدهی شما در بانک دیگر تسویه می کینم ؟ولی در عوض ازت دیرکرد نمی گیریم ؟

ایا می تونیم به کسی که بدهکار بانک بگیم که چون به موقع  و در سررسید اقساط خودت پرداخت نکردی اب و برق و گاز و … شما رو قطع می کنیم ؟ ولی در عوض ازت دیرکرد نمی گیریم ؟

ایا می تونیم به کسی که بدهکار بانک بگیم که چون به موقع  و در سررسید اقساط خودت پرداخت نکردی حقوق ماهانه و یارانه دریافتی بهت پرداخت نمی کنیم و به حساب تسهیلات دریافتی واریز می کنیم ولی در عوض ازت دیرکرد نمی گیریم ؟

ایا می تونیم به کسی که بدهکار بانک بگیم که چون به موقع  و در سررسید اقساط خودت پرداخت نکردی اجازه خرید و فروش و انتقال هیچ ملک و دارایی نداری ولی در عوض ازت دیرکرد تسهیلات نمی گیریم ؟

اصلا نمی شه مراجع نظرشون صراحتا درباره کار کسی که پول بیت المال پس نمی ده به مردم بفرمایند تا شاید این طوری عده ای که تابع فتوای مراجع هستند ملزم به ایفای تعهدات معوق خودشون بشند ؟ در عوش بانکها دیرکرد و وجه التزام نگیرند ؟

مشتری داریم که میلیاردی تسهیلات با نرخ زیر 12 درصد گرفته  ، می گیم و خواهش می کنیم جون مادرت بیا بدهی خودت بده داره کمر بانک می شکنه وچند تا مثل شما بد حسابی کنند  در بانک تخته می شه در جواب خواهش ما می گه دیرکردش می دم (که به  18 درصد نمی رسه ) بیام تسهیلات جدید  بگیرم بیست و چند درصد ؟ ! اگه تونستید ازم پول بگیرید اخرش 18 درصد بهتون می دم چرا باید زود بدهی خودم بدم چند سال دیگه می دم شما می تونی برو  زودتر بدهی خودت یک جور وصول کن ….

می ریم دادگاه باید دو سه سال منتظر بمونیم تا رای براش بگیریم البته تا اون موقع اگه دارایی ارزشمند قابل ظبط داشته باشه ؟

اداره ثبت هم که امار املاکش نمی ده ؟

بانکها هم خودشون برای بدهی ما خراب نمی کنند و با وجود بدهی معوق در بانک دیگر بهش تسهیلات پرداخت می کنند ؟

ختم کلام این هست که ، عزیم ما هیچ کاری نمی توینم بکنیم مگر اینکه دیرکرد بگیریم و یا تصمیم بگیریم به فکر یک کار دیگه باشیم که اشکال شرعی بهش وارد نباشه ؟

 

تو رو به خدا …

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ 2 دیدگاه

مدتی از این وبلاگ دور بودم …

بارها اومدم بنویسم ولی حوصله و ذوق نوشتن نداشتم …

اما امروز یک دلیل برای نوشتن دارم و اون هم قیمت 96 تومانی سهام بانک صادارت توی بورس بود …

دلم از همه مدیرای بانک و سهامدارن بزرگی که بانک صادرات انگشت نما کردند ، گرفته …

بابا جون نیروگاه مفت به خوارزمی دادید دستتون درد نکنه ولی چه فایده ؟

اون از وضع خوارزمی که صف فروش شد و و این همه صادرات که داره صف فروش می شه …

یعنی باید قیمت صادرات 80 تومان بشه ؟ تا یکی به خودش بیاد و جلوی عرضه سهام و خرابکردنش بگیره ؟

وقتی که این اوضاع می بینم دلم دیگه ارزوی مدیر شدن نمی کنه و حالم از هر چی سیستم …

نتیجه زحمت و جون کندن بچه های بانک توی قیمت سهم جلوه می کنه …

وام مسکن ندیدم ، حقوق زیاد ندیم ، اضافه کار ندیم ولی تو رو خدا …

 

معاونت …

۳۰ بهمن ۱۳۹۲ 15 دیدگاه

1378465_521057537985991_373705735_n

 

امشب دارم فکر می کنم که معاون شعبه یک شعبه کوچیک درجه چهار کنار خیابان اصلی یک شهرستان یعنی چی ؟

یعنی رییس ، یعنی معاون ، یعنی حسابدار ، یعنی مسئول تسهیلات ، یعنی تحویلدار ، یعنی سیستم دار ، یعنی کارمند خوارزمی ، یعنی کارمند انفورماتیک ، یعنی پیش خدمت ، یعنی همکار و یک دوست  برای کارکنان ، یعنی مامور پاسخ گویی به ارباب رجوع ، یعنی  ماموررباز و بسستن،  در و صندوق شعبه و …

اخرش می بینی امتیازشغلی با یک تحویلدار اختلافی چندانی نداره ؟

تازه هیچ کی حسابت نمی کنه و مثل امروز موقع دادن نمره ارزشیابی به کارکنان ، هیچ کی نمی گه اقا …

اقا بی خیال امتیاز و درجه و رتبه ….

درد من این هست کلی می شه نطر داد درباره کارکنان و ارزشیابی اونها ولی …

ولی دلخوشی من این هست که تلاشم این بود که  همیشه همکار خوبی برای کارمندهای شعبه باشم و سعی کنم بفهمم و خودم به نفهمیدن نزنم …

امیدوارم که دیگه هیچ معاون شعبه ای نباشه که مثل من دلتنگی داشته باشه ولی نتونه ابراز کنه …

چه می شه کرد باید صبر کرد و مدارا و خوب بود و خوب ماند …

 

 

غیبت

۴ بهمن ۱۳۹۲ 3 دیدگاه

چند مدتی هست که به خاطر درگیری های و مشغله های کاری دلم نیومد اینجا چیزی بنویسم تا مبادا از بانک و سیستم به خوام گله و شکایت کنم …
این روزها به من خیلی سخت گذشت ، حرفهایی شنیدم که باعث شد نسبت به خیلی از تعلق های خودم نسبت به کارم دچار تردید بشم …
مجبورم برای اینکه ثابت کنم انعطاف پذیر و حرف گوش کن هستم و به خاطر بعضی دلخوشی ها که نمی خوام به ناراحتی تبدیل بشند باید این روزها رو سپری کنم تا شاید روزهایی برسه که بتونم ثابت کنم که حق داشتم به کارم و بانک خودم این همه تعلق خاطر داشتم
نمی خوام بیشتر چیزی بنویسم و این چند خط هم برای یاداوری خاطره ها برای اینده نوشتم …
این روز ها قرمزپوشترین روزهای تاریخ بورس سپری می کنیم و تابلوی بورس نادرترین صفحات خودش به سهامداران نشون می ده …
این روزها هم مثل احوالات کاری من می گذره و روزهای خوب و سبز خواهند رسید …

Bad boss

۱۲ آذر ۱۳۹۲ 2 دیدگاه

زنده باد …

ظریف: به توافق رسیدیم/ حق غنی‌سازی به رسمیت شناخته شد

 

ظریف: به توافق رسیدیم/ حق غنی‌سازی به رسمیت شناخته شد