بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘همکاران’

“leader & boss”

۱۸ مهر ۱۳۹۳ 1 دیدگاه

۱۰۱۷۷۴۹۸_۱۰۱۵۲۳۰۹۳۷۳۰۹۶۰۹۰_۴۳۳۸۴۸۷۸۹۲۵۷۱۸۱۷۲۵۰_n

“صادقانه زندگی کنید”

نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده،

نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده..

صادقانه زندگی کنید

“الهی قمشه ای”

“دلهاتون آرام”

روزگاری حاکمی اعلام کرد؛
به هنرمندی که بتواند آرامش را در یک تابلو نقاشی بیاورد، جایزه ای نفیس خواهد داد…
بسیاری از هنرمندان سعی کردند وحاکم همه تابلو های نقاشی را نگاه کرد و از میان آنهادو تابلو پسندید و تصمیم گرفت یکی از آنها را انتخاب کند.
اولی نقاشی یک دریاچه آرام بود،
دریاچه مانند آینه ای تصویر کوههای اطرافش را نمایان میساخت،بالای دریاچه آسمانی آبی با ابرهای زیبا و سفیدبود, هر کس این نقاشی را میدید حتما آرامش را در آن می یافت…
در دومی کوههایی بود ناهموار و پر صخره، آسمان پر از ابر های تیره، باران میبارید و رعد و برق میزد، از کنار کوه آبشاری به پایین میریخت،در این نقاشی اصلا آرامش دیده نمیشد…
اما حاکم با دقت نگاه کرد وپشت آبشار بوته ای کوچک دید که در شکاف سنگی روییده بود،
در آن بوته پرنده ای لانه کرده بود ودر کنار آن آبشار خروشان وعصبانی، پرنده ای در لانه ای با آرامش نشسته بود…
حاکم نقاشی دوم را انتخاب کرد وگفت:
“آرامش به معنای آن نیست که صدایی نباشد، مشکلی وجود نداشته باشد, یا کار سختی پیش رونباشد،
آرامش یعنی؛
درمیان صدا،مشکل و کار سخت,دلی آرام وجود داشته باشد…
“دلهاتون آرام”

از پشت کوه آمده ام

آری از پشت کوه آمده ام
چه میدانستم اینور کوه باید
برای ثروت ، حرام خورد
برای عشق ، خیانت کرد
برای خوب دیده شدن.، دیگری را بد نشان داد
وبرای به عرش رسیدن ، باید دیگری را به فرش کشاند…..
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را میپرسم ، میگویند:
“از پشت کوه آمده!”….
ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اینکه اینور کوه باشم و گرگ!

“حسین پناهی “

خودت …

ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ ،
ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ …
ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﻝ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ …
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ،
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
همیشه خودت را نقد بدان, تا دیگران تورابه نسیه نفروشند
سعی کن استاد تغییر باشی، نه قربانی تقدیر…
درزندگیت به کسی اعتمادکن، که بهش ایمان داری نه احساس…
و هرگز, بخاطرمردم تغییر نکن!
این جماعت هر روز تورا جور دیگری می خواهند…

صداقت …

۳۱ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

یکی از کانالها یه برنامه مستند حیات وحش رو پخش میکرد.
نشون میداد یه گروه محقق یه سری لاشه مرغ رو داخل یه توری گذاشته بودن و چند گودال به فاصله های 10-20 متر از هم حفر کرده بودن!
بعد از مدتی یه روباه اومد و کمی بو کشید و یه مقدار این لاشه مرغا رو جابجا کرد و رفت؛ کارشناس تیم رو به دوربین کرد و گفت این الان میره و بقیه گله و دوستاش رو میاره؛ و با استفاده از یه ربات جرثقیل توری رو جابجا کردن و اوردن تو گودال دوم و استتارش کردن و با یه مایعی که اسپری کردن اثر بو رو از مسیر از بین بردن!
تقریبا نیم ساعت بعد روباه و 7-8 تا روباه دیگه اومدن سر گودال اول و هرچی گشتند مرغها رو پیدا نکردن هر چی زمین رو بو کردن فایده نداشت و اون 7-8 تا رفتن و این روباه اولی دوباره شروع به گشتن کرد! جالبیش اینجا بود که هی با سرعت میگشت و بعد سرشو بالا میاورد و به دوستاش که داشتن دور میشدن نگاه میکرد دوباره بو میکشید!
اینها با استفاده از سیم کمی روی گودال دوم رو باز کردن تا حدی که روباه دید مرغا رو!
این دفعه خیلی جالب بود! روباه یکی از مرغا رو با دندون گرفت و با خودش برد!
این تیم کارشناس اومدن و دوباره همون کار رو تکرار کردن و توری رو به گودال سوم بردند!
روباهها وقتی رسیدن هرچی گودالها رو گشتن و هر چی زمین رو بو کشیدن چیزی نبود و دوباره رفتن!
روباه اول رو نشون داد که این بار دیگه جست و جو نکرد و رفت داخل گودال دوم دراز کشید و به حالت خوابیده موند یه چند دقیقه صبر کردن و دیدن خبری نیست نزدیکش رفتند و چک کردنش دیدن کاملا مرده!!
جالب این بود که لاشه روباه رو به مرکز دامپزشکی بردن و کلی ازمایش کردن دیدن دقیقا عکسها و ازمایشات نشون میده این حیوون براثر یک شوک عصبی سکته کرده و مرده!! و….
****
روباه که نماد مکر و حیله گری در حیوانات هست وقتی احساس میکنه صداقتش بین دوستاش از بین رفته سکته میزنه و میمیره!! ار خجالت میمیره!!!
ولی بعضی آدما هستن روزی هزاران دروغ به زبون میارن پشت تریبون سر کلاس بین دوستاش … بعد جالبیش اینه حتی وقتی دروغاش اشکار میشه راست راست میگرده و اصلا و ابدا هم خم به ابرو نمیاره و اسفناکتر اینکه باز هم تکرار تکرار تکرار!!!

منبع :اینترنت

دریافت کامزد از کارتخوانها

۲۸ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

این روزها در خبرهای  منتشر شده  مرتبط به شبکه بانکی دریافت کامزد از کارتخوانها از ابان ماه خبر ساز شده و خواهد شد .

وقتی به منشاء اتخاذ چنین تصمیماتی فکر می کنم ، ازرده خاطر می شم .

به جای تشویق مردم و صنوف به استفاده از دستگاه کارتخوان ، داریم برای استفاده از انها باج می گیریم .

به جای راهگشایی و فرار از پرداخت هزینه های بالای هزار تومان برای سند های نقدی توی شعب از سوی بانکها داریم ، باز هم هزینه به مردم ، بانکها و بانک مرکزی تحمیل می کنیم که چی بشه شاپرک پر پر نشه ؟!

انفورماتیک چاق شد ، حالا نوبت شاپرک رسید ….

ظاهرا بانکها هم حرفی برای گفتن برای در برابر بانک مرکزی ندارند و بجای پرداخت این کامزد یا جلوگیری از انجام چنین کاری مانعی نخواهند بود و  شاید هم چشم به منافع خودشون در ملی انفورماتیک و شاپرک دارند .

دیگه به حرف یکی از مدیران ارشد سابقمون ایمان اوردم که سال 80  بهمون می گفت : هیچ چیز بهتر نمی شه و ما تابع نظم ، قانون و منطق نمی تونیم باشیم .

بعضی اوقات تموم امیدم به روزهایی بهتر از دست می دم ولی باز به خودم دلداری می دم  و می گم که اندکی صبر ، سحر نزدیک هست و بالاخره چرخه سیستم به دست کسانی خواهد افتاد که با تمام وجودشون خاطر خواه اصلاح مدیریت و تغییر و تحول و دمیده شدن پویایی و طروات در روح خسته سیستم هستند .

اعتماد به ارزیابی عملکرد

۲۶ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

قرار بود مدتی قبل برای پایاننامه دانشگاه روی موضوع مرتبط با اعتماد کارکنان به ارزیابی عملکرد مدیران کار کنم که متاسفانه با وچود اشتیاق شدیدم به این موضوع تایید نشد .

هنوز هم وقتی به ارزیابی عملکرد فکر می کنم ، ذهنم دچار چالش می شه !

براستی ایا نیاز هست که کارکنان به ارزیابی عملکرد مدیران اعتماد داشته باشند ؟

ایا در ارزیابی عملکرد به واقع کیفیت کاری و رفتاری فعلی و عینی کارکنان تاثیر گذار است یا ذهنیت منفی یا مثبت گذشته مدیر و یا سفارش ، تایید یا سیگنالهایی منفی دیگران ؟

ارزیابی نادرست عملکرد چه تاثیری بر عملکرد کارکنان خواهد داشت ؟

و …..

فعلا به ارزیابی مشتریان از خدمات بانک سرگرم شدم و به امید خدا اگر ذوقی بود به ارزیابی کارکنان از عملکرد مدیران برسیم …

 

 

دلخوشیهای کوچک …

۲۵ شهریور ۱۳۹۳ 1 دیدگاه
۱۰۵۹۹۶۸۸_۶۰۸۶۲۰۱۹۹۲۴۹۲۶۴_۵۷۷۲۰۹۹۰۳۱۱۹۸۲۴۴۴۱_n
دل آدم …چه گرم می شود گاهی ساده… به یک دلخوشی کوچک…

به یک احوالپرسی ساده…
به یک دلداری کوتاه …
به یک “تکان سر”…یعنی…تو را می فهمم…

… به یک گوش دادن خالی …بدون داوری!
به یک همراهی شدن کوچک …
به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام …
به یک پرسش :”روزگارت چگونه است ؟”

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه !
… به یک وقت گذاشتن برای تو…
به شنیدن یک “من کنارت هستم “…
به یک هدیه ی بی مناسبت …
به یک” دوستت دارم “بی دلیل …

به یک غافلگیری :به یک خوشحال کردن کوچک …
به یک نگاه …
به یک شاخه گل…
_دل آدم گاهی …چه شاد است …
به یک فهمیده شدن …درست !

به لبخند!
به یک سلام !
به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک …!!!

سالروز تاسیس بانک صادرات ایران

۱۵ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

شصت و دومین سالروز تاسیس بانک صادرات ایران به همه سهامداران و مشتریان و همکاران گرامی تبریک می گم  .

چون سالهای گذشته وظیفه می دونم بار دیگر از پیشکسوتان ، مو سفیدان و بزرگان خوشنام بانک صادرات تقدیر داشته باشم و برای همه این عزیزان ارزوی سلامتی و بهروزی داشته باشم و برای همه درگذشتگان این بزرگان عزیزانی چون بنیانگذار بانک صادرات ایران مهندس مفرح از خدای تعالی طلب عفو ، بخشش و امرزش دارم .

یک خسته نباشید و دست مریزاد هم به همه کارکنان شریف و عزیز شبکه گسترده بانک صادرات داشته دارم و برای همه عزیزان و همکارانم ارزوی سلامتی و خوشوقتی دارم و امیدوارم که در کنار خانواده محترمشون لحظات ، روزها و سالهای خوب و خوشی را سپری کنند .

آبروداری کنیم !

۱۰ شهریور ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

اقای وزیر اقتصاد فرمودند که بانکها بانکداری کنند ، بنگاه داری نکنند …

من می گم جون هر کی دوست دارید ، به پاس موهای سفید همون بازنشستگانی که سنگشون به سینه می زنیم ، بپاس همه زحمات کارکنانی که با جون دل برای بانک زحمت می کشند بیایید هیچ کار نکنید تو رو خدا آبروداری کنید …

این چند مدت پدیده ای با نام محسن پهلوان و پدیده ایشون پدیده شاندیز من حیرت زده کرده .

 

 

از بعضی جهات باید از  جناب پهلون مثل اقایان مه افرید و اقا بابک تقدیر و تشکر کرد بابت این همه هنر مدیریتی ، تبلیغاتی و هوش تجاری بالا …

تاسف می خورم که شرکتی که حقوق پیمانکاران و کارکنان خودش نداره و نمی ده باید قیمتش بیش از صد برابر از قیمت سهام بانک صادرات بیشتر باشه …

می گم تبلیغات توخالی و انچنانی نکنیم حداقل از داشته ها و پتانسیلهای بانک برای سهامداران بگیم .

فکر نکنم اگه خبر  ونکته بدی در سهام باشه و اعلام بشه قیمت بدتر از این بشه ، هر چی سهام زیانده که با دو و سال فعالیت به سود نمی رسند قیمتهای بالای دویست تومان تجربه می کنند ولی ولی ولی ما یکی از ارزانترین ها

اینجاست که خیلی حرفها به زبان و ذهن ادم جاری می شه ولی باید ساکت شد و غصه خورد و دم نزد …

chart

ثروتمندترین بانک خاورمیانه این روزها به یکی از ارزانترین و انگشت نما ترین سهام بورس ایران تبدیل شده ..

بانکی که با فروش یک شعبه می تونه سود یکسال سهامداران تامین کنه ، بانکی که یک شعبه اون نصف سود یکسالش پوشش می ده ، سهامی که بیشترین شعبه خارجی داره به سهمی تیدیل شده که گرفتار عرضه یک گروه سهامدار عمده شده و عجیب تر ، حمایت ضعیف از سهام بانک هست .

می گم وقتی از خوارزمی حمایت کردیم و نیروگاه با اون شرایط به اون دادیم چرا باید الان خوشحال باشیم که قیمت 77 تومان صادرات امروز قرمز نبود و سبز شد .

 

“boss”

۳ شهریور ۱۳۹۳ 2 دیدگاه

943561_10151603210412726_24840653_n

کارمند بیچاره …

۲۸ مرداد ۱۳۹۳ 4 دیدگاه

سلام

از میان همه چیزهای خوبی که از کار و شرایط کار در بانک و شعبه می شه گفت ، یک موضوع درداور داره ازارم می ده …

می فرمایند وام مسکن با اون شرایط پرداخت بشه ، می گیم چشم ما کارمندیم باید کمتر از …

می فرمایند وام ضروری با این شرایط و در اون زمان پرداخت به باز می گیم چشم ما کارمندیم باید دیر تر از …

می فرمایند ….

می فرمایند …

ولی وجدانا وقتی توی شعبه خیس عرق می شیم واز تابستان سال قبل تا به حال ، خصوصا از دو سه ماه قبل تا به حال تقاضای یک کولر درست حسابی برای شعبه داریم ، باز هم باید بگیم چشم چون کارمند شعبه هستیم ما و مشتریان باید گرما تحمل کنیم ولی راهرو های اداره مرکزی از شعبه ما خنک تر باشه …

بابا مشتریان از وام و حقوق و مزایای  ما خبردار نیستند و قضاوتی درباره قدرشناسی و حق شناسی مدیران نسبت به کارکنان از این بابت نمی کنند ولی وقتی می یان می گند که ای بابا شعبه شما از همه شعبه های که امروز برای کار بانکی رفتیم گرمتره و اصلا امروز یکی می گفت “باباتون در نمی یاد اینجا کار می کنید ؟ !!” براحتی تشخیص می دند بانکی که برای کارمندش هزینه نمی کنه نمی تونه ارائه خدمت مطلوبی به مشتری هاش داشته باشه …

ما که صبرمون زیاده و تابستون هم تموم می شه ولی به  جون خودم این ها رو برای خودم نگفتم ، بعضی چیزها رو که نمی شه گفت …

امیدوارم همین طور که اتاقهای ادارات مرکزی توی این تابستون گرم خنکه ، شعبات ما هم از این خنکی و طراوت بی بهره نباشند …

تا زمستون که از سردی شعبه براتون بگم ، من باز هم دیگه حرفی برای گفتن ندارم

من که حرفی برای گفتن ندارم ….

۲۸ مرداد ۱۳۹۳ 2 دیدگاه

Screenshot_2014-08-16-21-25-00-1

طرحی نو …

۱ مرداد ۱۳۹۳ 7 دیدگاه

تیم دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین با خودروی خورشیدی هاوین ۲

تیمی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین با خودروی خورشیدی هاوین ۲، راهی مسابقات جهانی در آستون آمریکا شده تا در میان تیم‌های حاضر از دانشگاه‌های نام آشنای جهان، خودنمایی کند. این تیم در دور اول رقابت‌ها، رکورد پیست مسابقات را از آن خود کرد.

مجمع بانک صادرات …

۱ مرداد ۱۳۹۳ 3 دیدگاه

مجمع سال 92 بانک صادرات هم برگزار شد .

اونقدر درگیر کارها بودم که اصلا یادم نبود ببینم چه خبر شد و اخبار مجمع چه طور بود ؟

ولی برخلاف همه سالهای قبل واریز شدن فوری سود سهام بانک صادرات بدون اطلاع و ناغافل کلی ذوق کردم .

سود خوبی داد و با باز شدنش شاید همش باز هم صادرات یا غدیر گرفتم .

امسال باز می تونه یک سود خوب بده و خریدش شیرین به نظر می یاد .

هر وقنت یاد غدیر و بانک صادرات می افتم ، داغ دلم تازه می شه ! بی خیال …

http://saham.bsi.ir

 

هر کی به فکر خودشه …

http://upload7.ir/imgs/2014-06/80343597474571408528.jpg

صبر و استقامت تا …

۲۳ خرداد ۱۳۹۳ بدون دیدگاه

10170929_717921948259058_5042162652439786376_n

زندگی تان پر از دوستان ناب

۲۰ خرداد ۱۳۹۳ 1 دیدگاه
 
این نوشته سروش صحت هم قشنگه:
دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ ایست.
هول هولکی و دم دستی.
برای رفع تکلیف .
اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند.
دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود.

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.
پر از رنگ و بو.
این دوستی‌ها جان می دهند برای خاطره‌های دمِ دستی..
این چای خارجی را می‌ریزی در فنجان،
می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی.
فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر… سیاه …
دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است.
باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.
باید صبر کنی.
آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.
خوب نگاهش کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی…

 

نمایشگاه بورس ، بانک و بیمه

۲۰ خرداد ۱۳۹۳ 1 دیدگاه

دیروز به نمایشگاه بورس ، بانک و بیمه رفتم …

دیدن و شنیدن صحبت های برخی از فعالین بازار و صحبت با چند تا کارگزاری و مدیر سبد سرمایه گذاری از برنامه های من بود .

دلم می خواست یک روز دیگه هم می موندم ولی به علت مرخصی یک روزه ناچار به برگشت شدم …

فقط یک موضوع باعث شد که خستگی راه به تنم بمونه ، نداشتن غرفه بانک صادرات در نمایشگاه بود …

هیچ حرفی درباره این موضع نمی زنم ، فعلا …

فقط بگم که معدن گل گهر غرفه داشت ولی …

قیمت سهام بانک صادرات هم امروز 90 تومان بود …

می ترسم خستگی و دلزدگی باعث بشه با فروش سهام دوستان قیمت به زیر نود برسونم …

فعلا که دل به دل بانک و سهامش دارم ، ای کاش ای کاش …