ویژگیهای منحصر به فرد مدیریت علوی

یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۴ -- ۰۰:۰۰

 مدیریت خدمت است : مدیریت در اسلام ، قبل از این که ریاستمداری باشد ، خدمتگزاری است و مدیر در این منصب ، باید با تیغ تیز مدیریت در جهت خدمت به خلق خدا ، اقامه عدل و داد و رفع ظلم و تبعیض و بی‌عدالتی قیام نماید مدیر نباید مسند مدیریت را وسیله افتخار و نردبان نخوت قرار دهد ، زیرا آن دسته از مدیرانی که ، مدیریت بر یک تشکیلات را ، زمینه تجلی خصلتهای ناروای شیطانی می‌دانند  و این میدان را بهترین عرصه برای تاخت و تاز غرورها و شیطنتهای خود به حساب می‌آورند، هرگز مدیر اسلامی و انسانی نیستند . این گونه مدیران ، هیچ گاه قادر به خدمت نخواهند بود زیرا اینان مدیریت را برای خدمت به دیگران انتخاب نکرده‌اند بلکه آن را وسیله‌ای برای ارضای امیال شخصی و نفسانی خویش  نموده‌اند و این که در روایات از « ریاست » به شدت انتقاد شده است ، اشاره به این گونه مدیریت دارد .

مولای متقیان حضرت علی ( ع ) در مذمت « ریاست » می‌فرماید : « ریاست ، هلاکت و نابودی است » [1]. البته همانطور که اشاره شد ، منظور از ریاست در این گونه روایات ، ارضای هوسها و خواسته‌های نفسانی و شیطانی در پوشش مدیریت است .

مردی خدمت حضرت امام رضا ( ع ) درباره شخصی که مدیریت را وسیله خودخواهیهای خویش می‌دانست ، سخنی به میان آورد و عرض کرد : او در مسند مدیریت ، « ریاست » را دوست دارد نه خدمت به مردم را ، امام رضا ( ع ) زیان چنین مدیرانی را برای جامعه در یک تمثیل زیبا و رسا بیان نمود و فرمود : « چنین ریاستی برای دیانت و اعتقاد مسلمان ، زیانمندتر از این است که دو گرگ گرسنه در میان گله گوسفندی بیفتند که چوپان نداشته باشد » .[2]

در واقع امام رضا ( ع ) در این بیان پر معنای خود ، مدیر را حافظ و نگهبانی برای منافع مردم به حساب می‌آورد و هر گاه مدیر به جای چوپانی امانتدار و خدمتگزار ، گرگی گرسنه باشد ، بزرگترین زیان و فاجعه برای جامعه اسلامی به وجود می‌آید .

در حکومت علوی ، مدیریت تنها از آن جهت ارزش و اعتبار دارد که وسیله‌ای برای خدمت به خلق و احقاق حق و رفع ظلم و دفع 

 باطل باشد چنانچه امیر المؤمنین علی ( ع ) ، خطاب به عبدا ابن عباس می‌فرماید : « به خدا سوگند ، این کفش کهنه پر از وصله ، در نزد من از حکومت بر شما محبوبتر است و من اگر این حکومت را پذیرفته‌ام  ،‌ فقط به خاطر این است که حقی را ثابت کنم و باطلی را از میان بردارم » .[3]

بنابراین در حکومت اسلامی ، خدمت نباید وسیله‌ای برای حاکمیت و ریاست باشد بلکه به عکس حکومت باید وسیله‌ای برای خدمت باشد .

سعدی ، شاعر محبوب و بلند آوازه ایرانی در حکایتی زیبا این مطلب را به خوبی تبیین کرده و می‌فرماید  : « درویشی مجرد به گوشه صحرایی نشسته بود ، پادشاهی بر او بگذشت ، درویش از آنجا که فراغ ملک ، قناعت است سر برنیاورد و التفات نکرد . سلطان از آنجا که سطوت سلطنت است ، برنجید و گفت : این طایفه خرقه پوشان بر مثال حیوانند و اهلیت آدمیت ندارند ! وزیر نزدیکش آمد و گفت: ای جوانمرد ، سلطان روی زمین بر تو گذر کرد ، چرا خدمتی نکردی و شرط ادب بجا نیاوردی ؟ گفت : سلطان را بگوی ، توقع خدمت از کسی دار ، که توقع نعمت از تو دارد و دیگر بدان که ملوک از بهر پاس رعیت‌اند ، نه رعیت از بهر طاعت ملوک

مهدی صمدی

کارمند بانک صادرات و دانشجوی دکتری مدیریت مالی هستم . علاقه مند به مباحث بانکی ، بازارهای مالی ، بورس و سهام و مدیریت منابع انسانی و ...

More Posts

  1. میرزا
    یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۴ -- ۱۷:۲۵

    مطلب خوبی داشتم در این زمینه اما پس از نوشتن و خواندن توضیحات شما در خصوص ضرورت تایید وبلاگ آن را خذف نمودم . چقدر خوب بود که با توجه به فلسفه ایجاد وبلاگ ‘ این صفحه محل تبادل آزاد آرا و اندیشه مخاطبان قلمداد می شد . خدا حافظ .

  2. یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۴ -- ۱۸:۴۳

    با سلام ..همکار عزیز..لینک وبلاگ شما در وبلاگ بانک و ناگفته ها قرار گرفت …شما هم از وبلاگ ما دیدن کنید http://banki.mihanblog.com

  3. همکار
    یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۴ -- ۲۱:۱۸

    با سلام مجدد

    شک نکن که زود به نتیجه اشتباهی رسیدی

    سوال دومت را نگفتی اما بهتر است بگویم من یکی از مریدان پرو پا قرص

    آیت الله جوادى آملی هستم اگر اونو بشناسی در ضمن در شعبه ای که کار میکنم

    شاید باور نکنی 30 در صد آنها ارمنی هستند همه مدل یک آیه در قرآن

    هم داریم که میگوید از چیزی که به آن علم نداری پیروی نکن خوب حالا شما

    خودت را بذار جای من
    جوادى آملی را دوست داشته باشی

    عاشق تفسیر قرآن ایشان باشی

    مجرد هم باشی

    بعد از ظهر هم یبکار باشی

    از کار صندوق هم خسته و کوفته باشی

    تبعیض در بانک را ببینی

    خیانت را ببینی

    دزدی را ببینی

    رشوه گرفتن را باچشم خودت ببینی

    ادعای مسلمانی راببینی

    میشه وقت نکرد ولاگ نویسی کرد

    هر کدام از وبلاگ های من مراتب زمانی دارد

    مناظره با مسیحیان برای وقتی بود که در برداشت هایم صفر کیلو متر بودم

    کلیسا و…. برای وقتی بود که با عمانوییل مناظره داشتیم

    انجیل را … تازه شروع کردم

    اول مطالبشو بخون بعد قضاوت کن

    آشتی آشتی من قهر نیستم

    خوِش باشی

  4. محمد
    چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵ -- ۱۰:۴۵

    سلام سایت مدیرها آمد
    http://www.modirha.com