کارکنان از مدیران چه می خواهند ؟

پنج شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۶ -- ۰۰:۰۸

“اقا! به خدا سخته این طور کار کردن …

تا کی ……………………………………”

 

در دنیای امروز انگیزش کارکنان از مبانی توسعه سازمانی محسوب می شود . و برانگیختن کارکنان نیز از سیاستهای  مدیران سازمانهای پویا و خواستار توسعه و  پیشرفت و کسب جایگاه برتر و بیشتر در عرصه رقابتهای تجاری می باشد .

داشتن انگیزه در کارمند می تواند موجب افزایش بهره وری و کارایی فردی وی شود .

بطور خلاصه می توان گفت محور اصلی انگیزش ارائه مواردی است که افراد از کار کردن انتظار دارند. به عبارتی دیگر شما هرچه بیشتر خواسته های افرادتان را برآورد کنید ، انتظار شما نیز از آنها بیشتر می شود و این انتظارات چیزی جز بهره وری کیفیت و خدمات نیست.

به نظر می رسد پیشرفتهای حاصل از تکنولوژی از یک طرف و فشارهای ناشی از رقابت در عرصه جهانی از طرف دیگر،مدیران و کارکنان سازمانها را تحت فشار شدیدی قرار داده است تا موقعیت خود را در این بازار متلاطم حفظ کنند.

البته باید قبول کرد که مدیران اینگونه سازمان ها باید مطالب بیشتری درباره نیازهای کارکنان سازمان و ارتباط این نیازها با سطح کارایی و بهره وری، بیاموزند.

محیط های کاری امروزی بیش از هر زمان دیگر دچار التهاب و سردرگمی هستند از اینرو  تفاوت های بسیاری  بین آنچه کارکنان می خواهند و آنچه بدست می آورند ، می باشد .

مهم ترین انتظارات کارکنان از محیط کارشان را می توان برقراری شرایطی است که کار و محیط کاری  واقعاً لذت بخش باشد .توانایی برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصی،  احساس امنیت شغلی، تامین آینده، حقوق و دستمزد مناسب،همکاران خوب مهم ترین عامل رضایت از محیط کار بوده است.

 تقویت روحیه و افزایش انرژی روانی افراد در محیط کار، کارایی شخصی و سازمانی را افزایش می دهد.وقتی افراد نسبت به کاری که انجام می دهند احساس خوبی داشته باشند، سعی می کنند آنرا به بهترین نحو انجام دهند و مهمتر از آن تلاش می کنند راه های بهتر و مؤثر تری برای انجام کار پیدا کنند.در غیر این صورت، نمی توان انتظار داشت که برای انجام کار یا پیدا کردن راه حل تلاش فوق العاده ای از خود نشان دهند.پس بهتر است فرهنگ کاری خود را به سمتی سوق دهیم که چنین روحیه ای را در محیط کار تقویت کند.

 یک مدیر رده بالا بهتر است هر روز از خود بپرسد:

چگونه می توانم کاری کنم که کارکنان این سازمان نسبت به خودشان و کاری که انجام می دهند، احساس خوبی داشته باشند؟

چرا کارکنان برای حاضر شدن در محل کار خود اشتیاق زیادی ندارند؟

چنین سوالاتی و تلاش در یافتن پاسخ انها در نهایت عملی ساختن یافته ها ، منجر به بهبود سلامت روانی و جسمی افراد و افزایش کارایی خواهد شد.

متاسفانه در بسیاری از  سازمانها یک ناسازگاری و عدم هماهنگی بین ارزشها، بینش و ماموریت سازمان که بطور رسمی اعلام شده اند، با رفتار واقعی مدیران به چشم می خورد.همه می دانند که فرهنگ و هنجارهای مورد انتظار چیز دیگری غیر از نحوه تفکر و رفتار فعلی مدیران رده بالای سازمان است .

برای گردانندگان سازمانها بسیار آسان است که بگویند: ما روی کارکنان خود سرمایه گذاری می کنیم.ما به آموزش اعتقاد داریم.ما به تعهد و اعتماد متقابل بین مدیران ارشد و سایر کارکنان باور داریم.ما تبادل آزاد اطلاعات را ترویج می کنیم.بسیاری از سازمان ها این سخنان زیبا را هر روز تکرار می کنند و حتی آنها را در اصول ارزشی خود گنجانده اند.ولی فقط تعداد انگشت شماری از آنان واقعا به این مفاهیم اعتقاد قلبی دارند.

واقعیت این است که در اکثر سازمان ها این سخنان از حد شعار های اغوا کننده فراتر نمی روند.

بعد معنوی انسان همواره در جستجوی کمال و بهبود مداوم است، بنابراین در کاری که انجام می دهد همواره به دنبال یک مقصود و هدف عالی می گردد.مدیری که این غایت و مقصود عالی را تقویت می کند، انگیزه کارکنان را برای کارکردن افزایش می دهد.

همیشه دیده ایم که مشارکت دادن کارکنان در تصمیمات سازمانی چگونه در آنها انگیزه و انرژی مضاعف ایجاد می کند، و بالعکس کنار گذاشتن آنها در مواقعی که به تفکر و خلاقیت نیاز است و تنها به نیروی بازوی آنها اکتفا نمودن، موجب از بین رفتن انگیزه در آنها می گردد.
ضربات تبر سرانجام درخت را سرنگون خواهد کرد.
یک درخت بزرگ و تنومند می تواند در برابر ضربات تبر مقاومت کند.
ولی اگر این ضربه ها بطور مداوم بر پیکر درخت نواخته شود، سرانجام با یک ضربه پرقدرت و عمیق، درخت سقوط خواهد کرد.کارکنان یک سازمان هم مانند درختان هستند.آنها فرصت جدیدی را که در یک محل کار یافته اند با اشتیاق فراوان آغاز می کنند؛اگرچه ممکن است آنها ضربات روحی را که هر از گاهی بر آنها وارد می شود تحمل کنند، ولی زمانی فرا می رسد که این ضربه ها از محدوده تحمل آنها فراتر می رود.
در این نقطه است که آنها تصمیم می گیرند و در نهایت، این تصمیمات آنهاست که سرنوشت یک سازمان را رقم خواهد زد.

مهدی صمدی

کارمند بانک صادرات و دانشجوی دکتری مدیریت مالی هستم . علاقه مند به مباحث بانکی ، بازارهای مالی ، بورس و سهام و مدیریت منابع انسانی و ...

More Posts

  1. غلامحسین رمضان نژاد
    جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ -- ۲۰:۰۳

    سلام .اقافکر می کنیداصلا انگیزه ای باقی مانده است استخدامی سال 74بانک صادرات هستم.لیسانس علوم بانکی دارم .هنوزتحویلدار هستم .هیچگونه پرونده تخلفاتی ندارم .لطفا پیگیری کنید.اقایان فقط نورچشمی ها را پست می دهند. شماره کارمندی من 58664 می باشد.درصدد هستم تابه سازمان بازرسی کل کشورایمیل بزنم .حتی می خواهم بدانم عیب من کجاست .من حق خودم رامی خواهم. خواهش می کنم پیگیری کنید.بانک صادرات گیلان لنگرود

  2. چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ -- ۰۱:۲۲

    جناب آقای صمدی همکار محترم
    با سلام
    با کلیات مطلبی که نوشته اید موافقم به همین خاطر با اجازه شما و با ذکر منبع عین این مطلب را در وبلاگ کارکنان باک اقتصاد نوین نیز قرار دادم .
    موفق باشید

  3. مقصود رحیم زاده
    جمعه ۱۶ شهریور ۱۳۸۶ -- ۱۰:۴۵

    سلام خسته نباشی همکار عزیز
    کاش تخصص جای خود را در دستگاههای این مملکت پیدا کنه تا این حرفهای قشنگت خریدار داشته باشه