قصاب و سرمایه دار …

جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۹۴ -- ۲۱:۳۶

 

بانک صادرات سلمانشهر شعبه سلمانشهر 3051 بانک صادرات

بانک صادرات برج الماس قو

هفته قبل با حضور بیش از سه سال شعبه جمهوری ترک کردم و مامور به خدمت در شعبه 3051 سلمانشهر تنکابن شدم

هر چند راه و مسیر محل کار خیلی دور شد و هر روز بیشتر از یک ساعت در مسیر راه باید باشم ولی از حضور در این شعبه احساس رضایت می کنم و فکر می کنم همون شعبه ای هست که دلم می خواست توی اون فضا و محیط و با چنین موقعیت و مشتریانی کار کنم . شعبه ای که ظرفیتهای بالایی داره و با کمی همت و تیم و همراه و همدل شدن همکاران شعبه می شه ، تغییراتی چشمگیر داشته باشیم  .

امیدوارم که همین ذوق و انگیزه و اراده ای که دارم بتونم بکار بگیرم و باز به کمک و عنایت و توکل خدا ، خودم ثابت کنم و کسی از دادن این موقعیت به من پشیمون نباشه و بلکه بزرگان نتایج مثبت این انتخاب شاهد باشند .

هر چند یک سری حرف ها شنیدم درباره جابجایی خودم و همکارانی که می تونستند بیان این شعبه  ولی نیومدند وهمچنن نگاه سرد یکی از بزرگان یکم ازارم داد . به هر حال اتفاقی که افتاد بدون سفارش یا خواهش و اعمال نظر بود و

من همه چیز در این باب به خدا سپردم و از هر نتیجه ای استقبال می کنم و از دست دادن این موقعیت هم من دلگیر و ناراحت نمی کنه .

پ. ن :

انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هیچ کسی ریالی کمک نمیکرد فرزندی هم نداشت و تنها با همسرش زندگی میکرد در عوض قصابی در آن شهر به نیازمندان گوشت رایگان می داد. روز به روز نفرت مردم از این شخص سرمایه دار بیشتر می شد. مردم هر چه او را نصیحت میکردند که این سرمایه را برای چه کسی میخواهی در جواب میگف نیاز شما ربطی به من ندارد بروید از قصاب بگیرید.
تااینکه او مریض شد احدی به عیادت او نرفت این شخص در نهایت تنهایی جان داد هیچ کس حاضر نشد به تشییع جنازه او برود همسرش به تنهایی او را دفن کرد.
اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد، دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نمی داد و می گفت: کسی که پول گوشت رامی داد دیروز از دنیا رفت!!

مهدی صمدی

کارمند بانک صادرات و دانشجوی دکتری مدیریت مالی هستم . علاقه مند به مباحث بانکی ، بازارهای مالی ، بورس و سهام و مدیریت منابع انسانی و ...

More Posts

  1. امید
    جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۹۴ -- ۲۲:۰۸

    باسلام خدمت شما و تشکر از مطالب مفیدی که در وبلاگتون قرار میدین
    بنده درخواست مشاوره در زمینه شغل بانکداری خصوصا در بانک صادرات از حضورتون داشتم.
    بنده در آزمون استخدامی بانک صادرات شرکت کرده و پس از گذراندن مصاحبه نهایتا برای استخدام در بانک صادرات قبول شدم خدارو شکر و الان در حال گذراندن دوره های اموزشی هستیم. حالا سوالی که از حضورتون داشتم این هست که امنیت شغلی در بانک صادرات به چه شکل هست؟ و با وجود گسترش روزافزون بانکداری الکترونیک و الکترونیکی شدن خدمات بانکی آیا امنیت شغلی بنده و سایرین که تازه استخدام شدیم به خطر نمیفته؟ ممنونم…

    • مهدی صمدی
      جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۹۴ -- ۲۲:۲۰

      سلام عزیزم
      دوست من مبارکتون باشه …
      نگران امنیت نباشید ، بهتون احتایج دارند و داریم …
      تنها خطر اینه که خدای نکرده صداقت و درستی فراموش کنید و نسبت بانک و مشتریان ناسپاس باشید ، وگرنه تا زمانی که در بانک همت بالا دارید و به خدا توکل می کنید ، دستتون هم می بوسند …
      شاد و سلامت و موفق باشید

  2. جواد کوچکیان
    دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴ -- ۲۰:۴۲

    با عرض سلام و ادب و احترام
    مهدی جان شعبه جدیدت مبارک باشه
    ایشالا که پستهای بالاتر
    با تشکر: جواد

    • مهدی صمدی
      سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ -- ۲۰:۱۰

      سلام جواد جان
      ممون و سپاس فراوان
      برای خودت بزودی …

  3. محمد باقر
    دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴ -- ۲۳:۳۰

    سلام جناب صمدی تبریک می گم. محمد باقر هیتم که چند وقت پیش ازتون مشورت گرفتم. الحمدالله مصاحبه ها رو قبول شدم و الان در حال گذراندن دوره آموزشی هستم و قرار بذ این شده که مراحل پزشکی و حراست را نیز طی همین دوره بگذرانم… ممنون از راهنمایی های دلسوزانه شما…

    • مهدی صمدی
      سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ -- ۲۰:۰۹

      سلام عزیزم
      مبارکه …
      متظر حضورتو در جمع بانک صادراتی ها هستیم

  4. سیروس.تیرانداز
    سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۴ -- ۱۳:۰۹

    باسلام.من.خودم.شخصا.پشیمان.هستم.گه.چرا.کارمند.بانگ.صادرات.شدم.چون.نه.حرفمان.ویا.درخواستمان.هیچ.گونه.ارزشی.برای.مدیران.نداره

    • مهدی صمدی
      سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۴ -- ۲۲:۳۸

      سلام
      گاهی خیلی سخت می شه ولی پشیمان نیستم
      در انتظار روزی هستم که من و شما به هنوان مدیر بانک باشیم و به حرف و درخواست کارکنان اهمیت بدیم و بهشون توجه لازم بکنیم