نویسنده: جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ -- ۲۲:۱۵ [۱۶ views]

ایران من

نویسنده: جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ -- ۱۸:۲۵ [۱۶ views]

در استراتژی مشتریان، وفاداری برای هر ســازمانی اهمیت استراتژیک دارد.

وفاداری واژه ای مثبت است. دوستان و همسران از یکدیگر انتظار وفاداری دارند و از کسانی که مشکلات را می فهمند و همیشه برای حل آنها مشارکت می کنند، انتظار وفاداری وجود دارد. در بیشتر موارد وفاداری به مردم، شرکتها، و محصولات نسبت داده می شود. وفاداری، اصولاً دوطرفه و مبتنی بر همکاری است. ولی وقتی کـــه وفاداری در رابطه با مشتری مطرح می شود، تعریف سنتی، معتبر نیست. تئوری وفاداری مشتری، در ادبیـــــــات مدیریت بین المللی نسبتاً جدید است.

ریچارد اولیور (RICHARD L.OLIVER) مفهوم وفاداری را به این شکل تعریف می کند: «حفظ تعهد عمیق به خرید مجدد یا انتخاب مجدد محصول یا خدمات، به طور مستمر در آینده، به رغم اینکه تاثیرات موقعیتی و تلاشهای بازاریابی، به صورت بالقوه می تواند باعث تغییر در رفتار مشتری شود.

اما این تعریف ممکن است محدود باشد. در واقع تعهد مشتری نتیجه این است که یک سازمان مزایایی را برای مشتریان ایجاد کند به طوری که آنها افزایش خرید از آن سازمان را حفظ کنند. تعهــد واقعی مشتری زمانی ایجاد می شود که مشتری بدون هیچگونه تشویقی خودش برای انجام خرید برانگیخته شود.

در ۱۰ سال گذشته به طور قابل توجهی توجه به وفاداری مشتری، افزایش یافته است و امروزه وفاداری مشتری به عنوان دستورالعملی برای افزایش درآمد مطرح است. اما این شاید قــدم اول در تکامل مشتری مداری محسوب می شود.

بعضی ها به شوخی می گویند، اگر شرکتها وفاداری می خواهند، باید یک سگ بخرند. زیرا این کار در شرایط بازار امروز، کار دشواری است. وفاداری را می توان به دست آورد، اما سازمان باید روی این مسئله پیوسته و مستمر فعالیت کند و ایجاد وفاداری برای همه مشتریان قابل حصول نیست.

باید یک رابطه برنده – برنده بین سازمان و مشتری ایجاد گردد، و این رابطه در صورتی استقرار می یابد که طرفین احساس کنند که برایشان مزایای خاصی وجود دارد و به صورت دو قطب یکدیگر را جذب کنند.

 

ادامه نوشته…

نویسنده: پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ -- ۱۸:۱۱ [۱۳ views]

بارها می شه که موضوعی به ذهنم می رسه و سعی می کنم که در وبلاگ بنویسم .

اما می ترسم ، حکایت این کاریکاتوریست اراکی برای من هم تکرار بشه  . راستش من تحمل حرف خوردن ندارم چه برسه به شلاق خوردن ….

به همین خاطر مجبوم از خودم ، کمتر بنویسم یا فقط عنوان مطلب بیان کنم و باقی ماجرا به ذهن پریشان خودم واگذار کنم .

این مدت بارها از دوستان پرسیدم که دولت تا چه حد تصمیم داره از بانک ملی حمایت کنه ! تا کجا تصمیم داره تمام نقدینگی ملت در بانک ملی متمرکز کنه !

پول حج عمره و حالا هم طرح سپرده طلا با سود ۲۴% از گردش نقدینگی که از سایر بانکها خارج شده بود ، جلوگیری خواهد کرد !

ایا تبعات ازاد شدن  این حجم نقدینگی بلوکه شده در سالهای بعد ، ارزیابی شده است !

ایا به این فکر شده که با سود ۲۴% که ماهانه باید به بازار سرازیر شود ، چه باید کرد ؟

حال قصه پر غصه خریدان سکه بماند که فعلا جای بحث ندارد!

 

پ.ن : اشکال نداره اگر از بانک ملی حمایت کنند ، ولی حداقل دیگه برداشت های روزانه ! از حساب سایر بانکها و جریمه کردن انها با نرخ های رایج  بازار خودداری کنند !

نویسنده: پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ -- ۱۷:۳۰ [۴۰ views]

 مشتری راضی

 مشتری راضی کسی است که در حال حاضر، راضی بوده ولی هنوز جزء مشتریان ارزشی و وفادار و دائمی ما نیست. این مشتری در سطح خوبی قرار داشته ولی دمدمی مزاج بوده و رقیب ما می‌تواند نظر او را تغییر دهد  و نسبت به سازمان ما بی‌تفاوت است.

 مشتری شاد

 این مشتری میزان وفاداریش به شما بیشتر است زیرا شما را باور دارد و از شما نزد دوستانش تعریف می‌کند و مشتریان جدیدی را می‌آورد. ولی این مشتری توقعاتی نیز دارد که باید در ابتدا خود را آماده براورده ساختن توقعات بعضاً نابجای او نمایید وگرنه نداشتن برنامه منطقی و مدون برای برآورده ساختن او می‌تواند او ر به مشتری ناراضی مبدل کند. برای این کار باید تخیف های مشخص و تعیین شده‌ای را در نظر بگیرید.

 مشتری ناراضی

  او به جای راضی بودن، متأسفانه در گروه مخالفان و ناراضیان شما قرار داد. زیرا شما نیازش را برآورده نکرده‌اید و رقبای شما بهتر از شما به او سرویس داده‌اند، بنابراین تلاش کنید تا با ارائه خدمات بنیانی از ابتدا مانع نارضایتی مشتریان شوید. زیرا این قبیل مشتریان اقدامات زیر را انجام می‌دهند :

الف – مشتری ناراضی مشکلش را حداقل با ۸ نفر در میان می گذارد و آنها را به سوی رقیب می‌برند.

ب – مشتری ناراضی اطلاعاتش را به ۲۰ نفر دیگر انتقال می‌دهد.

ج – ۹۸ درصد مشتریان ناراضی بدون شکایت و بدون اطلاع قبلی ما را ترک کرده و به سوی رقیب می‌روند.


مشتریان شیفته

اینها مشتریان متعصب و پروپاقرص سازمان شما هستند و با اصرار دیگران را به سوی سازمان شما می‌کشانند. حتی از خودشان هزینه می‌کنند تا سازمان شما را به شهرت برسانند.

  اینها ارزشمندترین مشتریان شما هستند و باید با استفاده از شیوه‌های نافذ رهبری و از طریق جلب قلوب و نفوذ در دلها، اینها را جذب سازمان کرده، زیرا اینها بعداً جزء مشتریان وفادار خواهند شد.

 مشتریان خشمگین

     عملکرد شما و سازمانتان نه تنها موجب رضایت آنها نشده بلکه آنها را ناراحت و حتی خشمگین کرده است. این نوع مشتریان در پی انتقام‌گیری بوده و برای نابودی شما تلاش می‌کنند و کمترین خواسته آنها محو شما و سازمنتان از صحنه است. برای نابودی شما، وجود مقدار بسیار کمی از این نوع مشتری فوق العاده خطرناک است به طوریکه برای نابودی و از بین بردن شما چند نفر ازاینها کافی است. لذا نباید بگذارید مشتری به این حد خشمگین شود.

پ .ن : نحوه برخورد با هر یک از این مشتریان به دلیل ذهنیتی مثبت و منفی که آنها از ما دارند بسیار متفاوت است.

منبع : وبلاگ مدیریت تحول

نویسنده: چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ -- ۱۸:۲۷ [۱۸ views]

لحظه ‌ای گذشت و لحظاتی …
ناگهان از خانه شیون برخاست.

پلک‌هایش را فروبست و چشم‌هایش را به روی محبوبش ـ که در انتظار او بود‌ ـ گشود.
شمعی از آتش و رنج ، در خانه‌ علی خاموش شد و علی تنها ماند . با کودکانش.
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کند ، گورش را کسی نشناسد و … و علی چنین کرد.

اما کسی نمی ‌داند که چگونه؟ و هنوز نمی ‌داند کجا؟
در خانه‌اش؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست.
و کجای بقیع ؟ معلوم نیست.
آنچه معلوم است،‌ رنج علی است، امشب، بر گور فاطمه .

مدینه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته ‌اند. سکوت مرموز شب گوش به گفت‌وگوی آرام علی دارد.
و علی که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بی ‌پیغمبر، بی ‌فاطمه. همچون کوهی از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.

ساعت ‌ها است.شب ـ خاموش و غمگین ـ زمزمه درد او را گوش می ‌دهد، بقیع آرام و خوشبخت و مدینه بی‌وفا و بدبخت، سکوت کرده ‌اند، قبر‌های بیدار و خانه‌ های خفته می‌شنوند.
نسیم نیمه شب کلماتی را که به سختی از جان علی برمی‌آید، از سر گور فاطمه به خانه‌ خاموش پیغمبر می‌برد.
ـ بر تو، از من و از دخترت ـ که در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پیوست، سلام ای رسول خدا.
ـ از سرگذشت عزیز تو ـ ای رسول خدا ـ شکیبایی من کاست و چالاکی من به ضعف گرایید . اما، در پی سهمگینی فراق تو و سختی مصیبت تو، مرا اکنون جای شکیب هست.

ادامه نوشته…

نویسنده: یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ -- ۲۲:۲۳ [۴۰ views]

نویسنده: دوشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۱ -- ۲۱:۰۵ [۷۹ views]

جای نگرانی نیست ، اما رمز کارتهای بانکی خود را تغییر دهید تا خیالی اسوده تر داشته باشید و  مشغله های فکری خود را کم کنید .

این چند روز باز هم خبرها در اطراف شبکه بانکی با خبر ساز شدن افشای شماره های کارت عابر بانک داغ بود .

چیزی که برام جالب بود ، واکنش مردم نسبت به این داستان بود . خیلی ها می گفتند اکثر حسابها رو خالی کردند و سیستم کارتها هک شده ، از یکی شنیدم که می گفت : برای اینکه خاوری بتونه رد خودش پاک کنه این کار کرده و …

در وبلاگ افشا کننده هم نظراتی بود که من متعجب کرد و به حال خودمون افسوس خوردم .

یاد اون جمله افتادم که می گفت ما جهان سومی ها برای اینکه به سودی برسیم  ، مملکت خودمون ویران می کنیم در حالی که …

به نظر می رسه این هم یک بازی سیاسی بود تا افکار داخلی را از نتایج مثبت  نشست هسته ای منحرف کنند و باز هم موجی از ناامیدی در ایران ایجاد کنند . حضور مهندس نامرد این قصه در بی بی سی می تونه تاییدی برای این نظر باشه .

به هر حال شبکه بانکی در حال خبر سازی و شاید هم تاریخ سازی هست . امیدوارم که فردا روزی شرمنده نباشیم و این موضوعات هشداری باشه برای هوشیاری بیش از پیش  کارکنان و مشتریان بانکها .

 

نویسنده: دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۱ -- ۱۸:۰۲ [۵۶ views]

نقل است که در روزگاری نه چندان دور کاروانی از تجار بهمراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دوردست شد…

در میانه راه حرامیان کمین کرده به قصد غارت اموال به کاروان یورش بردند و طولی نکشید که محافظان کاروان از پای درآمده یا تسلیم گشته و دزدان به جمع آوری اموال و اثاث از روی شتران مشغول شدند…

حرامیان هرچه بود گرد آوردند از مسکوکات و جواهرات و پارچه  و هر چه ارزشمند بود به زور ستاندند.

در بین اموال مسروقه یکی ازحرامیان کیسه ای پراز سکه های زر یافت که بسیار مایه تعجب بود چه آنکه در داخل همان کیسه به همراه سکه های زر تکه کاغذی یافت که روی آن آیه ای از قرآن در مضمون دفع بلا نوشته شده بود…

حرامی شادی کنان کیسه را به نزد سر دسته دزدان برد و تمسخر کنان اشارتی نیز به دعای دفع بلا نمود.

رئیس دزدان چون واقعه بدید دستور داد صاحب کیسه را احضار کنند…

طولی نکشید که تاجری فلک زده مویه کنان به پای سردسته حرامیان افتاد که آن کیسه از آن من بود و لعن و نفرین بسیار نثار عالم دینی نمود و همی گفت که من گول آن عالم را خوردم و تا آن لحظه معتقد بودم که دعای دفع بلا واقعا کارگر خواهد بود !!!

رئیس حرامیان اندکی به فکر فرو رفت سپس دستور داد کیسه زر را به صاحبش بر گردانند !

یکی از حرامیان برآشفت که این چه تدبیری است و مگر ما قطاع الطریق نیستیم ؟!

رئیس دزدان پاسخ چنین داد: ای ابله، درست است که ما دزد مال مردم ایم اما هرگز قرار نبود که دزد ایمان مردم  باشیم …

نویسنده: جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۹۱ -- ۱۳:۲۶ [۷۴ views]

محبت تمام نشدنی بعضی از عزیزان به شبکه بانکی انگار که پایانی ندارد !

در بهمن سال  اساس پیشنهاد یک کمیته چند نفره دولت مصوب می کند که بانک مرکزی رقمی بیش از ۸۷۵۶ میلیارد تومان را از حساب بانکها برداشت کند و به خزانه واریز نماید .

اما بانک مرکزی لطف کرد با برداشت حدود نیمی از این مبلغ از حساب بانکها و بازگرداندن مجدد قسمت اعظمی از این برداشت به حساب بانکها کمی به اوضاع سر و سامان داد.

اما گویا بانک مرکزی در ساعات پایانی سال ۹۰ بار دیگر مکلف شد که برداشتی مجدد از حساب بانکها به اندازه مصوبه ابتدائی کمیته پنج نفره داشته باشد .

اصل ماجرا به تصمیم یک کمیته پنج نفره بر می گردد که دستور برداشت مبلغ پرداختی بابت مابه‌التفاوت ارز دریافتی را به بانک مرکزی می دهد .

به نظر می رسد این داستان برداشت از حساب ها موجب خواهد شد که  بانکها دچار بحران هایی چون تحریم ارزی  بشوند و در نهایت سرانجامی  جز نزاع و درگیری دولت و مجلس و برکناری جناب رئیس کل در بر نخواهد داشت .

 

 

نویسنده: پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۱ -- ۱۳:۳۱ [۹۳ views]

 

روز اول عرضه ایران کیش مقداری سهم با قیمت ۹۸۰ تومان به ما رسید . و دیروز هم در قیمتهای نزدیک ۱۳۰۰ معامله می شد .

دنبال اوضاع و احوال شرکت بودم که به دوستی به من گفت که در دوره مدیر سابق ، بانک صادرات سهام خودش در ایران کیش به بانک مرکزی و شرکتهای دیگه فروخت !!!

البته به داستان و دلیل فروش  سهام از جانب این مدیر عزیز هم اشاره کرد که فعلا جای عنوان این مطلب نیست !؟؟

می دونستم که بیش %۲۰ ایران کیش متعلق به سرمایه گذاری خوارزمی هست و البته غدیر هم مالک بیش از %۳۰ درصد ایران کیش بود که به سرمایه گذاری ایرانیان فروخت .

به قول رئیس حوزه ، نمی خوام موج منفی بدم ولی  فروش ایران کیش (اگر صحت داشته باشه) داغ دل من تازه کرد و یاد فروش سهام غدیر افتادم و….

نمی دونم در شرایطی و توسط چه کسانی  این تصمیم ها گرفته شده ولی به نظرم هر کدام از این دوشرکت می تونند برگ برنده مالکین سهامشون باشند . همانطور که فعلا همین مالکیت بیش %۲۵ درصدی غدیر در اوضاع و احوالات فعلی کمک حال بانک هست .

به نظرم ایران کیش می تونست ، سوداوری زیادی نصیب سهامدارانش کنه که متاسفانه ….

به هر حال اگر نقدینگی حاصل شد ، دوست دارم بازهم سهام ایران کیش اضافه کنم و یک سالی اصلا سراغش  نمی رم و ….

 

پ.ن: برای من  مبالغ یارانه جدید واریز نکردند ، به  نظرم من با روئسای شعب و مدیران عالی اشتباه گرفتند و ما رو از اغنیا به حساب اوردند . خدای شکرت .

نویسنده: سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۱ -- ۲۳:۵۳ [۶۴ views]

همیشه اعتقاد عجیبی به “ما” داشتم و معتقد بودم که باید برای خدمت به دیگران از حق خود گذشت و خدمت رسانی عمومی برام اهمیت زیادی داشت .

مثلا با وجود شلوغی زیاد کارهای باجه تلاش می کردم که کار مردم زودتر راه بیفته ، حتی اگر به خودم فشار می یومد و کلی خسته می شدم .

اما این روزها دارم به این باور می رسم که کمتر کسی هست که به  امثال من اهمیت بده و قدرشناس باشه و هر کس تلاش می کنه به دنبال نفع شخصی خودش باشه و به دیگران توجه زیادی نمی کنه .

گرچه هیچ  وقت تصور نمی کردم به این باور برسم اما گویا همه چیز داره به سمتی بره که به “من” توجه بیشتری داشته باشم و اول سعی کنم به خودم ضرر و اسیبی نرسه و خسته و درمونده نشم و بعد تلاش کنم به دیگران در حد وظایف و انتظارات خدمت کنم .

نویسنده: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ -- ۰۱:۲۵ [۱۰۲ views]
سال نود هم گذشت و در آخرین ساعتهای سال ۹۰ ، بی صبرانه در انتظار اغاز سالی نو نشسته ایم . به همه دوستان و همکاران بابت روزهای پر کار پایان سال دست مریزاد و خسته نباشید عرض می کنم و امیدوارم که تعطیلات فرصتی باشه تا کمی آسوده باشند و بازگشتی همراه شوق و نشاط برای سالی دیگر داشته باشند. انتظار داریم تا به واسطه کمک گرفتن از طراوت بهار شاهد یک فضای کاری شاد و پر نشاط و یک بانک پویا و موفق برای سال دیگر باشیم .

امیدوارم که تحول در طبیعت و شکفته شدن شکوفه های زیبا و مدهوش کننده بهاریه و سبز شدن فضای سرد و بی روح زمستانی فرصتی باشه برای تغییر در احوالات و اخلاقیات جامعه و سالی باشه که گامی بلندتر به سوی پایدار کردن و همه گیر شدن صداقت و درستی ، محبت و نیکوکاری ، گذشت و بردباری و …  و کم شدن و بر چیده شدن دروغ و فریب ، کینه و خصومت ، زشتی و ناپاکی ، ریا و تزویر و … از فضای زندگی شخصی ، محیط کاری و فضای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه برداریم.

برای همه دوستان ارزوی سالی سرشار از لحظات شاد و بیاد ماندنی دارم و از طبیعت بارانی رامسر و شهسوار برای همگی ارزوی قلبهایی بارانی دارم و دعا می کنم که چشمه های محبت و خوبی همیشه در وجودشون جاری و ساری باشه و در پناه محبت بی منت خدا باشند .

برای همگی از صمیم قلب آرزوی سلامتی، نشاط و موفقیت دارم و آرزو میکنم در کنار خانواده محترمتون با دل خوش و پرامید زندگی کنید و بهاری پرطراوت و سالی بابرکت داشته باشید .

اما از کوی دوست  نیز بوی بهار می اید. به نظر می رسد که در اینده ای نزدیک باید شاهد بهاری دیگری باشیم . فصل انتظار به پایان خود نزدیک می شود . امیدوارم که همگی این فرصت داشته باشیم که خودمون برای بهار حقیقی مهیا و اماده کنیم و قلبهایی مشتاق برای حضور و ظهور دوست داشته باشیم  .

همیشه سبز باشید

پ .ن ۱: سلام بر آنان که در پنهان خویش بهاری برای شکفتن دارند..

پ.ن ۲ :متن بالا از وبلاگ سابقم  گرفته شده است .

نویسنده: سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰ -- ۱۹:۱۷ [۱۱۹ views]

امسال برای من یکی از سخت ترین سالهای کار در بانک بود . هر چند به نظرم من هم خیلی به خودم سخت می گیرم اما فشار کار به طور فزاینده ای من خسته کرده و ارزو می کنم هر چه زودتر این چند روز تمام بشه و …

البته شبکه بانکی هم روزهای خوبی را سپری نمی کنه . هر روز یک شوک جدید به شبکه بانکی وارد می شه و بانکها در این میان اوضاع چندان خوبی ندارند .

داداگاه گروه اریا و اعلام نحوه رشوه دادن به بالاترین مقام بانکی یک کشور ، لغو مجوز بانک الکترونیکی آرین به عنوان اولین بانک اینترنتی کشور و سرگردانی سهامداران این بانک تازه تاسیس ، برداشت بی حساب و تعجب برانگیز بانک مرکزی از حساب بانکها و بدهکار کردن حدود چهار هزار میلیارد تومانی چندین بانک دولتی و خصوصی ، اما صف فروش بانک تجارت و منفی شدن بانک ملت ؛ با وجود تعدیل  مثبت در سود سال ۹۰ و اعلام سود خوب در سال ۹۱ و …. را هم می توان از حال زار شبکه بانکی در روزهای پایانی سال ۹۰ بر شمرد .

امسال هم به هر ترتیب سپری خواهد شد ، اما ایا روند فعلی به پایان خواهد رسید و اوضاع به سامان خواهد شد ؟

 

 

نویسنده: جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ -- ۱۳:۱۹ [۱۰۴ views]

«واِنْ تُعَدّوا نِعْمَةَ اللّه لا تُحْصُوها؛ وآنچه را نتوان شمرد، شکرش چون توان کرد؟!»

نویسنده: جمعه ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ -- ۱۳:۳۷ [۱۴۰ views]

تحویل سکه در سررسید چهار ۴  ماهه : ۵۴۶ تومان

تحویل سکه در سررسید چهار ۴ ماهه : ۶۲۷ تومان

تحویل سکه در سررسید شش  ۶ ماهه : ۵۹۹ تومان

تحویل سکه در سررسید هشت ۸ ماهه : ۵۹۹ تومان

تحویل سکه در سررسید نه ۹  ماهه :   ۵۹۹ تومان

فکر کنم در اواخر آذر ماه پیش فروش سکه با سررسیدهای ۴ ماه شروع شد . و اواخر فروردین هم باید زمان تحویل دور اول پیش فروش ها باشد . قیمت سکه در بازار هم نزدیک ۸۰۰ هزار تومان معامله می شود .

باید منتظر بود و دید ایا قیمتهای بازار با ورود سکه های پیش فروش شده کاهش می یابد ؟ اگر تغییری در قیمت بازار نداشته باشیم ، سود قابل توجهی نصیب خریدارن این سکه ها خواهد شد .

نکته جالب نرخ گذاری برای دوره اخیر پیش فروش هست . با وجود زیاد شدن دوره انتظار تحویل سکه ، شاهد کاهش نرخ پیش فروش سکه ها نیستیم !!! ؟؟؟؟

 

 

نویسنده: دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۰ -- ۲۲:۵۲ [۲۰۴ views]

امروز در خبر ها خوندم که بانک صادرات در یک گزارش جالب  پیش بینی سود سال ۹۱ خودش نسبت به اخرین سود اعلامی سال ۹۰ ، نزدیک به ۲۵% افزایش داده است .

بانک صادرات پیش بینی  سود سال ۹۱ شرکت اصلی ۲۸۰ ریال و سود گروه بانک صادرات ۳۰۰ ریال اعلام کرد.

سود سال منتهی به ۹۰/۱۲/۳۰ با توجه به افزایش سرمایه بهمن ماه ۲۲۴ ریال اعلام کرده بود .

یش‌بینی عملکرد سال مالی منتهی به۳۰ اسفند ۹۱ در مقایسه با عملکرد پیش‌بینی سال مالی قبل به ‌ترتیب سود تسهیلات اعطایی۲۷ درصد افزایش، سود پرداختی به سپرده‌های سرمایه‌گذاری۵۰ درصد افزایش و سود پس از کسر مالیات ۲۵ درصد افزایش نشان می دهد.

با توجه به قیمت های ۱۱۰ تومانی بانک صادرات در امروز ، می شه انتظار قیمتهای نزدیک  ۱۴۰ تومان برای مجع بانک در تابستان داشت .

 

نویسنده: دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۰ -- ۱۷:۰۸ [۱۳۲ views]

در بحث مشتری مداری، یک دسته بندی از مشتریان ارائه شده است که به معرفی چهار گروه از مشتریان می پردازد :

مشتریان وفادار ، مشتریان به نسبت وفادار ، مشتریان بی وفا، مشتریان وفادار رقیب.

این روزها به این موضوع فکر می کنم که با  مشتریان بی فا چه باید کرد ؟

براستی با مشتریانی که نزد ما نسیه خرید می کنند و در جای دیگر نقدی می پردازند ! چه باید کرد ؟

خوب هم مشتری برای بی وفایی خود دلایل و بهانه هایی دارد و هم بانک از مشتریان بی وفا  انتظارات ، گله و شکایاتی ؟

نویسنده: یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ -- ۲۰:۲۰ [۱۲۷ views]

من عادت کردم که مثل همیشه نسبت به سیستم موجود و روند حاکم شاکی و گله مند باشم .  معمولا سیستم هم انتظار داشتن چند تا کارمندک معارضی چون من داره ، نمی شه که همه کارکنان خوب و حرف گوش کن و کارامد باشند .

راستش به نظر می یاد روح سازمانی ما بیش از پیر و خسته شده است و نیاز به یک تحول اساسی داره تا روحی دوباره در اون دمیده بشه و تبدیل به یک سازمان پویا بشه .

گاهی ارزو می کنم که بانک ما این همه شعبه نداشت و  با خودم مگم که ای کاش می شد ، تعداد شعب بانک کم کرد . به نظرم با وجود تعداد شعب زیاد بانک و طویل و عرض شدن ساختار سازمانی بانک ، فرصتهای زیادی از بانک در زمینه مدیریت بهینه کارکنان و ارائه خدمت مطلوب و شایسته به مشتریان و رضایت سهامداران گرفته می شه .

البته وقتی فکر می کنم که با تقیل شعب من خودم باید از نخستین کارکنانی باشم که سازمان تصمیم به خونه نشین کردن اونها می گیره ، از این فکر و  کم شدن تعداد شعب بانک پشیمون می شم .

هر چند عده زیادی هم هستند که تعداد زیاد شعب یک مزیت می دونند و بر این عقیده اند که شبکه گسترده بانکی یک امتیاز در رقابت با سایر بانکها باشد .

اگر نمی شه تعداد زیاد شعب و کارکنان تعدیل کرد ، باید روند مدیریت سیستم به گونه ای تغییر داد که از همه این امکانات بهره گرفت تا بانک به جایگاه شایسته اون رسوند .

شاید برای کارمندکی چون من که از پشت یک باجه و از یک شهر کوچک به سیستم نگاه می کنم ، خیلی چیز ها به چشم نیاد اما نمی شه ضرورت تحول در سازمان منکر شد .

نویسنده: یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ -- ۰۰:۴۳ [۱۲۹ views]

با وجود انتظار حرکت رو به رشد برای بانکهای حاضر در بورس ، شاهد افت قیمتی انها در بازار سهام هستیم .

هر چند بازاری منفی و همراه با افت شاخص را شاهد هستیم اما هیاهوی افزایش نرخ سپرده ها هم نتوانست موجب رشد قیمتی بانکها باشد .

امسال حضور در بورس برای اغلب فعالان نفعی نداشت و شاید هم برای خیلی ها در نهایت همراه با ضرر باشد . امسال برای من اگر حضور در بازار بورس همراه ضرر نبود ، سودی هم  عاید ما نشده است .

امیدوارم که سرانجام روزی برسه که اهمیت بورس مثل این روزها از حرف و شعار فراتر باشه و بازاری پویا و همراه هیجان را بار دیگر شاهد باشیم .

نویسنده: دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ -- ۲۳:۳۶ [۱۲۷ views]

درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد با دست اشاره‌ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ اوردند. کریم خان گفت: این اشاره‌های تو برای چه بود؟ درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. ان کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟ کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه می‌خواهی؟ درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.

چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. روزگاری سپری شد.

درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد. با دست اشاره‌هایی به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست .